سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

31

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

يعنى ايلاء استعمال مىشوند ، بنابراين بر معناى مقصود حمل شده همان طورى كه الفاظ ديگر را بر آن بايد حمل كرد . دليل ديگر آنكه : ظاهر اخبار بر اين حكم دلالت دارد چه آنكه مدلول آنها وقوع ايلاء بلفظ [ لاغيظنّك ] است پس وقوعش به عبارات مذكور در اينجا بايد بطريق اولى باشد . و در روايت حسنه بريد از مولانا الصّادق عليه السّلم آمده كه حضرتش فرمودند : وقتى مرد قسم خورد كه با زنش مقاربت نكند و او را مسّ ننمايد و سر وى با سر همسرش در يك بالش جمع نشود تا ما دامى كه چهار ماه نگذشته در توسعه بوده و اجبارى بر وى با او ندارد [ كنايه از اين‌كه قسمش واقع مىشود ] . قوله : و لو كنّى بقوله : ضمير فاعلى در [ كنّى ] و ضمير مجرورى در [ بقوله ] به ايلاءكننده عود مىكند . قوله : مخدّة : بكسر ميم و فتح خاء يعنى بالش . قوله : و قصد الايلاء : ضمير فاعلى در [ قصد ] به ايلاءكننده راجع است . قوله : لانّه لفظ استعمل عرفا فيما نواه : ضمير در [ لانّه ] به عبارت مذكور در متن راجع بوده و ضمير در [ نواه ] به ماء موصوله عود كرده و مقصود از [ ما نواه ] ايلاء مىباشد . قوله : فيحمل عليه كغيره : ضمير نائب فاعلى در [ يحمل ] به لفظ مذكور راجع بوده و ضمير مجرورى در [ عليه ] به ايلاء راجعست و ضمير